تبلیغات

لینک باکس تبلیغاتی

تبلیغات

تبلیغات

زندگینامه آلفرد هیچکاک

1543 بازدید

زندگینامه آلفرد هیچکاک

در تاریخ یکصد و اندی ساله هنر هفتم تعداد اندکی کارگردان مولف بعنوان استاد مسلم و پایه گذار قواعد یک ژانر شناخته شده‌اند . اگر علاقمند به آثار دلهره آور هستید ، قطعا فیلم های آلفرد هیچکاک را دوست دارید .کارگردان انگلیسی تباری که در عصر بازیگر سالاری ؛ نه تنها به هیچ ستاره‌ای باج نداد که حتی آنان را در یک اظهار نظر تاریخی و جاودان یک مشت گاو می‌خواند. با این همه هیچ بازیگر و ستاره سینمایی را قدرت آن نبود که با او هم کلام شود. طرفه اینکه هیچ ستاره‌ای نیز یافت نمی‌شد که آرزومند بازیگری در فیلم‌های این مرد بداخلاق چاق اما کاربلد نباشد .بیخود نبود که در اولین سالمرگ آلفرد هیچکاک در سال 1981 مدعوین صحبت‌های جالب توجهی در باره او و بویژه سبک کارگردانی و هم چنین خلقیات‌اش بیان داشتند:

"او پرتوقع ترین، بی‌منطق‌ترین، از خود راضی‌ترین و مسخره ترین کارگردانی بود که با او همکاری داشتم. با همه  این حرف‌ها او جزو بهترین و خلاقترین کارگردانان سینما نبود. هیچکاک با فاصله  بسیار نسبت به دیگر کارگردان‌ها، بهترین فیلمساز دنیا بود".

-اینگرید برگمن درباره او می گوید:

"او موقعی که از انگلستان به آمریکا آمد و اولین فیلم مهمش ربکا را در سال 1940 ساخت، من یک جوان 24 ساله بودم. سال بعدش که من همشهری کین و یکسال بعد از آن که آمبرسون‌های باشکوه را ساختم، شنیدم که گفته بود: این پسرک! اورسون ولز چند سری عکس را سرهم می‌کند و اسمش را فیلم می‌گذارد. من از فیلم‌های این پسرک و فیلم‌های مشابه آن بیزارم.بعد از آن بود که من از هیچکاک به شدت می‌ترسیدم اگرچه دلم می‌خواست کلک این مرد مغرور و چاق را بکنم. من تا وقتی او مرد از آلفرد می‌ترسیدم. اصلا برای همین است که وقتی او مرده اینچنین می‌توانم درباره‌اش حرف بزنم."

درباره هیچکاک آنقدر کتاب و مقاله نوشته شده که هیچ کارگردان و سینماگر دیگری به پای او نمی‌رسد. جالب اینجاست که حتی بزرگان تاریخ سینما نظیر فرانسوا تروفو  فقید از پایه گذاران موج نوی سینمای فرانسه نیز در باره او مفصل‌ترین کتاب‌ها را نوشته‌اند (کتاب هیچکاک به روایت تروفو هنوز بهترین کتاب برای آشنایی با سبک کاری وی به شمار می‌آید) و هنوز نیز نوشتن در باره او و درباره آثارش توقف بردار نیست. از منظر دیگر بنظر می‌رسد با مرگ او و در حال حاضر که دقیقا 30 سال از رفتنش می‌گذرد هنوز نسل‌های بعد از او فیلم‌هایش را می‌بینند و دی وی دی آثارش پرفروش‌ترین هستند. پخش آثارش نیز از شبکه‌های خصوصی و هم چنین شبکه‌های سراسری کشورهای مختلف تعطیل بردارنیست. و سئوال اینجا است که مگر هیچکاک چه کرده که هنوز فیلمهایش اینقدر جذاب جلوه گری می‌کنند؟

آلفرد هیچکاک به احتمال فراوان اولین کارگردانی است که به معنای واقعی کلمه تعلیق و سوسپانس را به سینما تزریق کرد. کار او جدای بهره گیری از هنر و تکنیک تدوین بود. سوسپانس هیچکاک اصیل و کار آمد جلوه گری کرد و مدام و به جا در آثار متعددش از این تکنیک بهره ها برد. برای مثال شاید داستان فیلم روانی (محصول 1960) ابتدا به ساکن شما را درگیر نکند اما وقتی فیلم را ببینید بعید است از ترس سکته نکنید. فیلم پرندگان (محصول 1963) او نیز مثال خوبی در این رابطه است . جایی که دسته های بزرگ پرندگان مهاجر دمار از روزگار ساکنین محل در می آورند. فیلم های اکشن و معمایی او نظیر شمال از شمال غربی ( محصول 1959)  نیز دارای سوسپانس های خاص خود هستند . تعلیقی که باعث می شود بیننده از همان ابتدای داستان به روند شکل گیری فیلم علاقه مند شود و تا آخر آن را دنبال کند. بی جهت نیست که منتقدان قدیمی در باره او می گفتند : حتی اگر داستان یک فیلم هیچکاک به دل تماشاگر ننشیند، معلوم نیست چرا هیچ کس از سالن سینما بیرون نمی آید؟ شاید بدین دلیل که تماشاگر منتظر است حتی در ثانیه آخر یک جسد و یا یک چاقوی خون آلود از آسمان به زمین بیفتد! هیچکاک در تمام دوران حرفه‌ای‌اش در آمریکا سعی داشت تهیه کننده آثارش نیز باشد اگرچه عمدتا در نگارش آثارش از فیلمنامه نویسان دیگر کمک می‌گرفت.

در کارنامه حرفه‌ای او  67 فیلم در مقام کارگردان (اولین فیلمش محصول 1922 به نام عدد 13 که اتفاقا ناتمام ماند و آخرین کار او توطئه خانوادگی محصول 1976 است)، 29 فیلم در مقام تهیه کننده، 22 فیلم در مقام سناریست و نویسنده و هم چنین 33 فیلم در مقام بازیگر به ثبت رسیده که در جای خود یک رکورد به حساب می‌آید. با این همه آلفرد هیچکاک علیرغم 5 بار نامزدی جایزه اسکار  هرگز موفق به کسب این جایزه نشد، اگرچه در یکسال مانده به فوتش یک اسکار افتخاری دریافت کرد. هیچکاک (با نام و لقب کامل: سر آلفرد جوزف هیچکاک) در 13 اگوست 1899 در لندن بدنیا آمد و در 29 آوریل 1980 در لس آنجلس بدرود حیات گفت.

سینما به روایت هیچکاک

سینما به روایت هیچکاک، ترجمه‌ی مصاحبه‌ای است که فرانسوا تروفو، منتقد و سینماگر فرانسوی، با آلفرد هیچکاک، فیلم‌ساز و کارگردان برجسته‌ی صاحب سبک سینما انجام داده است. این کتاب توسط پرویز دوایی ترجمه شده و انتشارات سروش آن را منتشر کرده است. این مصاحبه‌ی 50 ساعته ، با نزدیک به 500 سئوال به مسائلی از قبیل:

- شرایطی که پیرامون ایجاد هر فیلم وجود داشته است.

- تکوین و ساختمان سناریوی هر فیلم.

- مسائل خاص کارگردانی هر فیلم.

- بر آورد نتایج تجاری و هنری فیلم از نظر هیچکاک، با توجه به انتظارات اولیه‌ای که در مورد آن فیلم به خصوص، داشته است؛ صورت گرفته و در 15 فصل تدوین شده است.

تروفو در این گفتگوی طولانی به ویژگی‌های منحصر به فرد سینمای هیچکاک می‌پردازد. وی هیچکاک را یگانه فیلم‌سازی می‌خواند که بدون توسل به گفتگوهای اضافی، احساسات نهفته‌ای چون شک، حسد، هوس و غبطه را می‌رساند. و این مهارتی است که وی از فیلم‌سازی در سینمای صامت به دست آورده است. هیچکاک خود در این زمینه می‌گوید:" فیلم صامت ناب‌ترین شکل سینما بود، نقصش فقدان صدای آدم و سر و صدای صحنه بود. اما این ایراد مختصر، تغییرات عمده‌ای را که با ظهور صدا در سینما رخ داد؛ توجیه نمی‌کرد. در بسیاری از فیلم‌هایی که امروزه ساخته می‌شود؛ نشانه‌ی بسیار ناچیزی از سینما دیده می‌شود. خیلی از فیلم‌ها آن چیزی هستند که من، اسم‌شان را تصویر آدم‌های متکلم گذاشته‌ام".

تروفو خود در این زمینه معتقد است: " اگر سینما به تقدیر و تصادف! ناگهان از صدا محروم شود و بار دیگر به دوره‌ی صامت باز گردد، بسیاری از کارگردانان امروزی باید برای خود مشاغل دیگری پیدا کنند." از نظر او هیچکاک کامل‌ترین فیلم‌ساز محسوب می‌شود. به اعتقاد او اگر برای هیچکاک صفت کامل را به کار ببریم، از آن روست که کار او را هم واجد تجسس می‌دانیم و هم واجد بدعت گذاری، هم دارای خاصیت مادی و ذاتی و هم دارای جنبه‌های معنوی و تجریدی و هم درام حاد و آمیخته با لحن نهفته‌ی طنز. فیلم‌های او در عین حال تجاری و تجربی است و به اندازه‌ی "بن هور" ویلیام وایلر، جهانی و عمومی و به اندازه‌ی "آتش بازی‌ها" کنت انگر، محرمانه و خصوصی.

آنچه به عنوان وجه اشتراک آثار هیچکاک در این گفت و شنود مورد بررسی قرار گرفته است؛ ماجرای "مرد بی‌گناهی" است که مورد اتهام قرار می‌گیرد. هیچکاک در این باره می‌گوید: " به نظر من تماشاگر در برابر مرد بی‌گناه مورد اتهام، بیشتر احساس خطر می‌کند. برای تماشاگر شناخت و ایجاد ارتباط با آدم بی‌گناه آسان‌تر است تا مرد گناه کاری که در حال فرار است. من همیشه تماشاگر را به حساب می‌آورم".

مسئله‌ی دیگری که در این مصاحبه مطرح شده تفکیک فیلم‌های وی به دو دوره‌ی انگلیسی و امریکایی است. به اعتقاد تروفو، هیچکاک بعد از ورود به امریکا به اوج قدرت خلاقه‌ی خود می‌رسد. اما هیچکاک این مسئله را به گونه‌ای دیگر تعبیر می‌کند: " کار در انگلیس این مصرف را داشت که غریزه‌ی طبیعی مرا تکوین بخشید و بعدها به من قدرت داد که از مضامین تازه و مهجور استفاده کنم."

اگر چه وی تجربه‌ی را که در دوره‌‌ی فیلم‌سازی انگلیسی کسب کرده است در به بار نشستن کارهای بعدی خود موثر می‌داند، با این همه نباید از جنس انتخاب‌هایی که در موضوع داستان فیلم داشته است؛ غافل ماند. با این که اکثر این مضامین از آثار ادبی اقتباس شده‌اند، ولی این آثار بیشتر رمان‌های عامه‌پسند و یا کتاب‌های سبک و سرگرم‌کننده بوده است که به شیوه‌ای خاص چنان آزادانه تغییر یافته و شکل مجدد گرفته‌اند که در غایت به یک آفریده‌ی هیچکاکی تبدیل شده‌اند. از نظر او شاهکارهای ادبی، خود آثاری هستند که به انجام رسیده‌اند و دیگر جایی برای برگرداندن به سینما ندارند. در پایان این کتاب، شرح مختصری از فیلم‌های هیچکاک نیز آمده است.

آلفرد هیچکاک در سیزدهم اوت 1899 در لندن در یک خانواده‌ی کاتولیک به دنیا آمد. بعدها او تحصیلات خود را در زمینه‌ی مهندسی ادامه داد. در همین زمان در دانشگاه لندن از کلاسهای نقاشی هم بهره می‌برد. وی در سال1920طی فراخوانی که در یک نشریه‌ی تجاری دیده بود، به یک استودیوی تازه تاسیس امریکایی پیوست و دو سال در این استودیو نوشته‌های وسط فیلم‌های هنری را نوشت و طراحی کرد. بعد از آن موفق به ساخت اولین فیلم خود با نام "شماره سیزده" شد. او پس از به جای گذاشتن حدود 60 اثر ماندگار از خود، در 29 آوریل 1980 در لوس آنجلس در گذشت.

چند سخن جالب از آلفرد هیچکاک

- طول فیلم باید رابطه مستقیمی با حجم مثانه بیننده داشته باشد.

- درام یعنی زندگی بدون تکه‌های خسته کننده آن.

- یک فیلم خوب یعنی وقتی که پول شام، دستمزد پرستار بچه و پول بلیط ارزش پرداخت داشته باشد.

- بیشتر فیلمها یک تکه از زندگی هستند و فیلمهای من، یک تکه از کیک .

- بازیگرها یک گله گاو هستند.

- من نگفتم بازیگرها مثل یک گله گاو هستند، گفتم باید با آنها مثل یک گله گاو رفتار کرد.

- بلوندها بهترین نوع قربانیان هستند. آنها مثل برف دست نخورده‌ای هستند که رویشان ردی از خون بجا مانده باشد.

- دیزنی(والت دیزنی انیمیشن ساز معروف) بهترین تیم بازیگری را دارد، هر کدامشان را دوست نداشته باشد، تکه تکه‌اش می‌کند.

- به آنها لذت بدهید، لذتی مانند لحظه‌ای که از یک کابوس بیدار می‌شوند.

- من یک کارگردان کلیشه شده هستم، اگر سیندرلا هم بسازم تماشاگران فورا در کالسکه به دنبال یک جسد می‌گردند.

- چیزهایی که آدرنالین خون من را بالا می‌برند: 1- بچه کوچک 2- پلیس 3- ارتفاع 4- اینکه فیلم بعدی‌ام از فیلم قبلی‌ام بهتر نباشد.

- من یک راه درمان قطعی برای گلودرد دارم، آن را ببرید.

- من مملو از ترس هستم و تمام تلاشم را می‌کنم تا از هر نوع پیچیدگی و سختی فرار کنم. من دوست دارم همه چیزهای دور و برم مثل کریستال تمیز و کاملا آرام باشد.

- من با پلیس مخالف نیستم، فقط از آنها می‌ترسم.

- اگر فیلمی خوب است، صدا می‌تواند قطع شود و تماشاگر هنوز کاملا حواسش به این باشد که دارد چه اتفاقی می‌افتد.

- در یک فیلم داستانی کارگردان خداست و در یک مستند، خدا کارگردان است.

- انتقام چیز شیرینی است که چاق نمی‌کند.

- دیدن یک قتل در تلویزیون می‌تواند به خلاص شدن شما از شر خصومتهای یکی از مخالفانتان کمک کند و اگر شما هیچ مخالفی ندارید، آگهی‌های بعد فیلم می‌تواند به شما کمک کند.

- سرقت ادبی یک شیوه است.

- یک نفر یک بار به من گفت که هر دقیقه یک قتل رخ می‌دهد، پس من نمی‌خواهم وقت شما را تلف کنم، می‌دانم که می‌خواهید به سر کار خود برگردید.

- تلویزیون قتل را به داخل خانه‌ها برگرداند، یعنی جایی که به آن تعلق دارد.

- تلویزیون مثل یک تُستر است، شما دکمه‌اش را فشار می‌دهید و هر بار چیزی شبیه به قبلی از داخلش بیرون می‌پرد.

- تلویزیون مثل اختراع لوله کشی داخلی است، شیوه زندگی و عادات مردم را عوض نکرد، فقط آنها را داخل خانه نگهداشت.

- هر چه تبه‌کار فیلم موفق‌تر، فیلم موفق‌تر.

- تنها راه خلاص شدن من از شر ترسهایم این است که آنها را فیلم کنم.

- وقتی یک بازیگر پیش من می‌آید و قصد دارد تا راجع به شخصیتی که قرار است آن را بازی کند با من بحث کند من می‌گویم: «همه چیز در فیلمنامه هست»، اگر او بگوید: «پس انگیزه‌ی من چیه؟» می‌گویم: «دستمزدت»

- تخم مرغ مرا می‌ترساند، بیشتر از ترس، آشفته‌ام می‌کند، تا به حال چیزی آشفته کننده‌تر از پاره شدن زرده تخم مرغ و پخش شدن مایع زرد رنگ داخلش دیده‌اید؟ خون، قرمز است، خوشحال و بذله گو، ولی زرده تخم مرغ، اعصاب خرد کن، هیچ وقت آن را نخوردم.

- شانس همه چیز است. شانس من در زندگی این بود که آدم ترسویی باشم. من خوش شانسم که یک ترسو هستم، که آستانه ترس پایینی دارم، به خاطر اینکه یک قهرمان هرگز نمی‌تواند فیلمی بسازد که تعلیق خوبی داشته باشد.

- در جواب مادر یکی از طرفدارانش وقتی که نالیده بود از اینکه دخترش بعد از دیدن روانی دیگر زیر دوش نمی‌رود پاسخ داده بود: پس خانم، پیشنهاد می‌کنم بفرستینش خشکشویی

- در روزگار قدیم تبهکاران سبیل داشتند و به سگها لگد می‌زدند. امروزه تماشاچیان باهوشترند، آنها نمی‌خواهند که تبهکارشان ناگهان با نوری سبز بر چهره‌اش به وسط صحنه پرتاب شود، آنها یک آدم معمولی می‌خواهند که فقط چند نقطه ضعف داشته باشد.

- بهترین بازیگر کسی است که نمی‌تواند هیچ کاری را خیلی درست انجام دهد.

- مردم دوست دارند انگشت پایشان را داخل آب سرد «ترسیدن» فرو کنند.

- حتی شکستهای من (در فیلمسازی) پولسازند و یک سال پس از ساخت به یک کلاسیک تبدیل می‌شوند.

- اگر قرار بود من فیلمی بسازم که داستانش در استرالیا می‌گذشت، یک پلیس را نشان می‌دادم که ناگهان به داخل کیسه یک کانگورو می‌پرد و فریاد می‌زند: «اون ماشینو تعقیب کن»

- تماشاچیان، همه اتفاقات به خاطر آنهاست.

- برای من روح (روانی) یک کمدی است، باید باشد.

- صحنه‌های قتل را مثل صحنه‌های عاشقانه کارگردانی کنید و صحنه‌های عاشقانه را مثل صحنه‌های قتل.

- من آدم انسان دوستی هستم. به مردم چیزی را می‌دهم که آنها می‌خواهند. مردم دوست دارند وحشت زده بشوند، خب من هم آنها را می‌ترسانم

بازیگری

توطئه خانوادگی (۱۹۷۶)

جنون(۱۹۷۲)

توپاز (۱۹۶۹) مردی که در فرودگاه روی صندلی چرخدار نشسته بود

پرده پاره (۱۹۶۶)

مارنی (۱۹۶۴) مردی که از اتاق هتل خارج می‌شود

پرندگان (۱۹۶۳) مردی که با دو سگ از فروشگاه حیوانات خارج می‌شود

روانی (۱۹۶۰) مردی که کلاه گاوچرانی دارد

شمال از شمال غربی (۱۹۵۹) مردی که به اتوبوس نمی‌رسد

سرگیجه (۱۹۵۸) مردی که از کنار دفتر الستر عبور می‌کند

مرد عوضی (۱۹۵۶)‍ گویندهٔ مقدمه

مردی که زیاد می‌دانست (۱۹۵۶) در مراکش (چند لحظه قبل از ترور برنارد) در حال تماشای آکروباسی در بین جمعیت دیده می‌شود

دردسر هری (۱۹۵۵)

برای گرفتن دزد (۱۹۵۵) مردی که در اتوبوس کنار جان رابی نشسته‌است

پنجره عقبی (۱۹۵۴) مردی که در آپارتمان ترانه‌نویس ساعت کوک می‌کند

اعتراف می‌کنم (۱۹۵۳) مردی که از بالای پله‌ها عبور می‌کند

غریبه‌ها در قطار (۱۹۵۱) مردی که با یک ویولن سل سوار قطار می شود

وحشت در صحنه (۱۹۵۰) مردی که در خیابان به ایو خیره می‌شود

طناب (۱۹۴۸) مردی که بعد از تیتراژ فیلم در خیابان راه می‌رود

طلسم شده (۱۹۴۵) مردی که آسانسور را ترک می‌کند

سایه یک شک (۱۹۴۳) مردی که در قطار با کارتها بازی می‌کند

خرابکار (۱۹۴۲) مرد جلوی داروخانه‌ٔ نیویورک

سوظن (۱۹۴۱) مردی که نامه پست می‌کند

آقا و خانم اسمیت (۱۹۴۱) مردی که در خیابان از کنار دیوید اسمیت عبور می‌کند

خبرنگار خارجی (۱۹۴۰) مردی که در خیابان روزنامه به دست دارد

ربکا (۱۹۴۰) مرد کنار باجهٔ تلفن

خانم ناپدید می‌شود (۱۹۳۸) مرد داخل ایستگاه قطار لندن

۳۹ پله (۱۹۳۵)

قتل (۱۹۳۰) مردی در خیابان

حق السکوت (۱۹۲۹) مردی در مترو

کارگردانی

توطئه خانوادگی (۱۹۷۶)

جنون(۱۹۷۲)

توپاز (۱۹۶۹)

پرده پاره (۱۹۶۶)

مارنی (۱۹۶۴)

پرندگان (۱۹۶۳)

روانی (۱۹۶۰)

شمال از شمال غربی (۱۹۵۹)

سرگیجه (۱۹۵۸)

مرد عوضی (۱۹۵۶)

مردی که زیاد می‌دانست (۱۹۵۶)

دردسر هری (۱۹۵۵)

برای گرفتن دزد (۱۹۵۵)

پنجره عقبی (۱۹۵۴)

ام را نشانه قتل بگیر (۱۹۵۴)

اعتراف می‌کنم (۱۹۵۳)

غریبه‌ها در قطار (۱۹۵۱)

وحشت در صحنه (۱۹۵۰)

طناب (۱۹۴۸)

بدنام (۱۹۴۶)

طلسم شده (۱۹۴۵)

قایق نجات (۱۹۴۴)

سایه یک شک (۱۹۴۳)

خرابکار (۱۹۴۲)

سوظن (۱۹۴۱)

آقا و خانم اسمیت (۱۹۴۱)

خانه کنار جزیره (۱۹۴۰)

خبرنگار خارجی (۱۹۴۰)

ربکا (۱۹۴۰)

خانم ناپدید می‌شود (۱۹۳۸)

مأمور مخفی (۱۹۳۶)

۳۹ پله (۱۹۳۵)

مردی که زیاد می‌دانست (۱۹۳۴)

والس وینی (۱۹۳۴)

شماره هفده (۱۹۳۲)

غریب و غنی (۱۹۳۱)

ماری (۱۹۳۱)

قتل (۱۹۳۰)

حق السکوت (۱۹۲۹)

همسر دهقان (۱۹۲۸)

شامپانی (۱۹۲۸)

سرازیری (۱۹۲۷)

تقوای آسمان (۱۹۲۷)

حلقه (۱۹۲۷)

عقاب کوهستان (۱۹۲۶)

مستاجر (۱۹۲۶)

باغ تفرجگاه (۱۹۲۵)

شمارهٔ سیزده (۱۹۲۲) ناتمام

زندگی‌نامه

وی پسر دوم از سه فرزند یک سبزی فروش به اسم ویلیام هیچکاک بود و خانواده‌اش به شدت کاتولیک بودند. سال 1915 کارش را از یک استودیوی فیلمسازی در انگلستان ، با سمت طراح تیتراژ فیلم شروع کرد. در کارنامه سینمایی ۵۳ ساله‌اش، ۶۴ فیلم صامت و ناطق را کارگردانی نمود. آلفرد در سال ۱۹۴۰ با فیلم ربکا وارد هالیوود شد و فعالیت خویش را با تولید کننده بزرگ هالیوود به نام دیوید سلزنیک شروع کرد و بعد از ساخت ۹ فیلم با وی در فیلم طناب کارگردانی مستقل را در آمریکا اغاز کرد.

سر آلفرد جوزف هیچکاک (زاده ۱۸۹۹ میلادی - درگذشته ۱۹۸۰); کارگردانی انگلیسی که فعالیت عمده‌اش در آمریکا بود. هیچکاک بیشتر در زمینه فیلم‌های معمایی و دلهره‌آور فعالیت داشت. او که در آلمان تحت تأثیر سبک هیجان نمایی (اکپرسیونیسم) قرار گرفته بود در انگلستان کارگردانی را آغاز نمود و از سال ۱۹۳۹ در آمریکا به فعالیت پرداخت.

هیچکاک طی شش دهه در ساخت بیش از پنجاه فیلم شرکت داشت (از فیلم‌های صامت تا فیلم‌های تکنی‌کالر) تا به امروز به عنوان سرشناس‌ترین و محبوب‌ترین کارگردان فیلم‌های سینمایی شناخته می‌شود. یکی از ویژگی‌های بارز فیلم‌های هیچکاک این است که خود او در همهٔ فیلم هایش در یک صحنه، حتی بسیار کوتاه به عنوان بازیگر حضور دارد. از فیلم‌های معروف او می‌توان به سرگیجه، پنجره عقبی،شمال از شمال غربی، روانی، نتریوس، ربکا و پرندگان اشاره کرد.

او از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۲ مجموعه سریالی تحت عنوان «آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند» را کارگردانی کرد که در این فیلم‌ها او به عنوان راوی داستان در فیلم حاضر می‌شد. نکته مهم در مورد وی این است که وی هیچگاه به جایزه اسکار دست نیافته است. در سال ۱۹۴۰ فیلم ربکا جایزه بهترین تولیدکنندگی را از آن سلزنیک کرد و تنها ۵ فیلم وی به نامهای قایق نجات ، طلسم شده ، پنجره عقبی ، روانی و ربکا نامزد اسکار گردید.

هیچکاک درباره فیلم‌های ترسناکی که ساخته می‌گوید:

«من به مانند یک فیلسوف به مردم همان چیزی را می‌دهم که می‌خواهند. آنها دوست دارند که ترس و وحشت را تجربه کنند خوب من هم همان را به آنها می‌دهم.»

تمبر یادبود آلفرد هیچکاک - انتشار در سال ۱۹۹۸ - آمریکا


مرجع: اینترنت
محل بحث و تبادل نظر در مورد این مطلب: انجمن تلسمیک


حمایت از سایت

هدف از راه اندازی این سایت بالا بردن سطح آگاهی و اطلاعات علمی و عمومی و همچنین ارائه مطالب جامع و کامل در تمامی زمینه های علمی، پزشکی، نجوم و ... به شما عزیزان می باشد. از آنجایی که اداره و پایداری سایت ملزم به پرداخت هزینه می باشد بنابراین احتیاج به پشتیبانی و حمایت شما داریم. در صورت تمایل از "اینجا" به تلسمیک کمک کنید.
با تشکر فراوان - مدیریت پایگاه علمی فرهنگی تلسمیک

تبلیغات

تبلیغات

دیدن این مطالب نیز به شما توصیه می شود:

درباره این مطلب (0) نظر ارسال شده است. شما هم نظری ارسال کنید:
نام شما:
رايانامه*:
تارنما:
کد تاييد*:
ارسال نظر به صورت خصوصي - نظرات خصوصي نمايش داده نخواهند شد.

به چند نکته در ارسال نظر توجه کنيد:
لطفاً نظرات غير مرتبط با اين مطلب را اينجا ارسال نکنيد.
رايانامه شما منتشر نخواهد شد.
برای مشاهده تارنما نظردهنده روی نام کلیک کنید.
نظرات شما پس از تاييد مديريت نمايش داده خواهد شد.

تبلیغات